عطسهههههههههههههههههههههههه 32.gif ( اون آبی که سرازيره از عضو بالايی يعنی مماخ جاريست)

من سرماخوردم 05.gif آخه يادم نبود که ديگه هوا سرد شده، وقتی از حموم اومدم بيرون همينجوری* رفتم تو بالکن 20.gif 

ديروز برای تجديد خاطره با برو بچ يه سر رفتيم دبيرستانمون... اگه گفتين کيا رو ديديم؟! همههههههههه بودنننن! از معلم ديفمون بگييييييييييييييييير تا خانم محمودی ذليل شده و مدير چش قشنگمون و متصدی آزمايشگاه و همه و همه خلاصه ....

فک نميکردم بشناسنمون ... آخه خيلی تغيير کردیم، ديگه به قول معلم فيزيکمون دختر بچه ی مدرسه ای مظلوم و ساده و بی آلايش نيستیم 09.gif البته نه اينکه اينا رو معلم فيزيکمون توی برخورد ديروز بهمون بگه هاا!  آخه يه بار که از معلممون عکس انداخته بوديم هی غر ميزد که من سرو وضعم مرتب نيست و بدون روژ عکسم بد می افته و اين حرفا... ما هم نامردی نکرديم وقتی عکسو ظاهر کرديم برديم با ماژيک واسه خودمون و معلممون روژ کشيديم بعدش دوباره از روش ظاهر کرديم برديم بهش داديم .... نميدونين ميخواست ما رو تيکه تيکه کنه! اونجا بود که اين حرفا رو بهمون زد و گفت شما وقتی ساده هستيد خيلی قشنگترين! اينکارا چيه! اما ما تو کتمون نميرفت که! ميخواستيم به زور اون عکس ماژيکيه رو بديم بهش تا اينکه بهمون گفت بابا مگه من ميخوام واستون خاستگار پيدا کنم که اصرار دارين اين عکسه اجق وجقو ببرم؟ بعدش ديگه ما نشستيم سر جامون! 20.gif از اين معلم فيزيکمون و متصدی آزمايشگامون خيلی خاطره داشتيم ....

يه بار تو ماه رمضون ما واساديم کمک اين متصديه، آزمايشگاه رو مرتب کنيم .... بعدش ديگه ما رو برد به قول خودش بهمون افطار داد 09.gif حالا من مثه بز تموم مدت داشتم جلوش آدامس ميجويدما 04.gif

يارو ميومد به قول خودش اطلاعات عموميه ما رو بسنجه بعد يه سوالايی میپرسيد من هم از اونجا که طبيعتم يخده افسار گسيخته است! به قولی تو دهنی نخورده ام09.gif يه جوابايی در همون رديف میپروندم... بعدشم هر هر ميخنديدم که يعنی که يعنی خودمم ميدونم چرت گفتم خواستم مزاح کرده باشم! 13.gif و بدين ترتيب به خيال خودم خُليتم رو پوشش ميدادم اما غافل از اينکه ....

يهو ميديديم متصديه مثه گِل وا ميرفت وقتی ميديد سوالاش چرت تر از اونيه که فکرشو ميکرده، آره خلاصه شانسکی جوابا درست از آب در ميومد و حسابشو بکنين حالا اون هر هر خنديدنای بيخوديم جای هيچ شکی رو برای بيننده باقی نمیذاشت که من يه تختم کمه! 25.gif

البته جای هيچ نگرانی نبود چون وقتی اون از من ميخواست کمکش کنم که کتش رو در بياره و منو مسئول گروه ميکرد و بعدش بچه ها کرکر ميخنديدن و منو دست مينداختن که منگوله ماه عسل کجا ميريد و اين حرفا من به اين موضوع ايمون مياوردم که : ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد! يعنی خودشم آره!..... 04.gif

نتيجه اخلاقی داستان : منگوله اطلاعات عموميش بسيار خوب است و خودش هم خبر ندارد تازه! 05.gif

پيام داستان: ديگه يه مرد گنده ی ۳۷-۳۸ ساله که اين حرفا رو نداره! پس واسه منگوله حرف در نيارين 05.gif

سخنی با نويسنده: خوب پول اولين کلاس کشکيتو گرفتی و زدی به جيباااا .... نوش جونت عزيزم 10.gif09.gif

* لباس تنم بوداااا ... منظورم از همينجوری اينه که موهام خب خيس بود بعدش باد رفت تو موهام شدم باد در موهايش و در نهايت چاييدم !

/ 10 نظر / 3 بازدید
سميرا

سلام منگوله جونم! اخييی.. منم دلم خواست برم مدرسه امو ببينم و يه کمی بخندم!!!!! حتمآ اگه برم حال عربشاهی رو ميگيرم!.. خيلی بامزه نوشته بودی مثل هميشه! اميدوارم زود خوب شی!

مژگان

اميدوارم زودتر خوف خوف بشي

نخودسياه

باد در موهايش عزيز!!!!‌تو باز سرمای مفت گير آوردی خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حواست باشه محکم نکشی بالا!! اونوقت ميشی مث مدير چشم قشنگه ها

Mokh e Rayane

سلام وقتی نوشتتو خوندم ۲ تا کامنت داشتی من سومی بودم . اومدم کامنت بزارم اينقدر ارور داد که از حرصم خواستم مونيتور رو بکوفم تو سرم!

Mokh e Rayane

از اين به بعد وقتی از هموم ميای و ميخوای بری تو بالکن موهاتم بپوشون. راستی گفتم سوم بودم در هر صورت مدال مارو بده. وگرنه به فدراسيون شکايت ميکنم

يك ديوانه*siamak*

سلام..خوبی منگوله جون؟؟؟خیلی باحال بود...کلی خندیدم....ایشالا زوود خوب شی...اپديت کردم...خوشحال ميشم سر بزنی...*شاد*ديوانه*بهاری و عاشق*باشی.يا حق

محمد

منم خيلی حوس دبيرستانم رو با اون ناظم خنده دارش کردم.آپ کردم

ghazaleh

فکر کنم منم دارم سرما ميخورم! اخه يه کمی سرم درد ميکنه!