ماری يه کت خريده بود ... از اين کت کوتاها که تازه مُد شده بودا! .. بعد از قضای آمده 04.gif رنگ اين کت قرمز بود ... از اون روز به بعد ما بهش ميگفتيم کت قرمزی .. ( با الهام از داستان عبرت آموز شنل قرمزی) ... درست عين شنل قرمزی وقتی میپوشيدش کلی گرگ و روباه و اينا هم دنبالش راه  ميافتادن! 18.gif

روزی از روزها!  که منگوله چشم ماری رو دور ميبينه ميدوئه ميره اين کت رو میپوشه و راه ميافته ميره خونه خاله اش!  وای که چقدم بهش ميومد! اصلا اين کت زمين تا اسمون با زمانی که تو تن ماری بود فرق داشت! يه جلوه ی ديگه ای داشت! 08.gif

در طول مهمونی همونطوری عصا قورت داده با اون کُته ميشينه ... از گرما خفه ميشه اما کت رو از خودش دور نميکنه 13.gif ... چون که کلی بهش احساس خوشتيبی دست داده بوده!

بعد از اتمام مهمونی منگوله که حالا ديگه کت جز لاينفکش شده بوده پا ميشه میره توی حياط می ايسته و منتظر بقيه ميشه که برادر جونش مياد کنارش و شروع ميکنه باهاش به حرف زدن :

ـ ميدونی با اين کُته شبيه کی شدی؟

ـ آره .. اما دلم ميخواد از زبون تو هم بشنفم ( لابد الان ميگه نيکل کيدمنی .. سوفيا لورنی ... آلن دلونی!!!! ... چيزی ديگه ....05.gif)

ـ کارتون پسر شجاع رو يادته؟

ـ34.gif واه ... آره .. ولی چيزه ولش کن حالا .. از بحثمون دور نشيم 05.gif..(چه حرف تو حرف مياره! .. لابد خجالت ميکشه بگه يا شايدم از حسوديش نميتونه قبول کنه که من از همشون خوشتیپ ترم! 14.gif)

ـ يادته تو اون کارتون يه ببره بود اسمش ويشگا بود نميدونم يا ميشگا.. يه همچين چيزی... بعد يه بابا داشت اين ببره که از اين کتا تنش ميکرد... دقيقا يادمه که همين رنگی هم بود 33.gif

ـ11.gif15.gif.... چييييييييييييييييييی؟! 15.gif

ـ 05.gif !

اين يه نمونش بود که انقدر ناجوانمرادنه تو ذوق اين بچه ی ناز و مظلوم (من) ميزدن...15.gif

يادمه هوار ساله پيش هم، زمانی که من برای اولين بار مانتو خريدم ... از اين مانتو خفاشی ها مُد بود... منم از اونجا که هميشه رو مُد بودم05.gif دوييدم از اونا خريدم ....

چه شور و شوقی داشتم... وقتی برای اولين بار تنم کردم ، دستامو از هم باز کردم و چرخيدم که همه خوووب کف کنن از اين  تریپ ميزون! يهو  ديدم  اين برادرم يه صداهايی از حلقش دراورد با اين مضمون که :

ـ مثه بُرونکا شدی تو کارتون چوقين ( چوبين؟) ! 18.gif

/ 36 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yasi

چه مهربون می نويسی

nazly

خيلی ممنون که بهم سر زديمثل هميشه باحال بود موفق تر باشی.

SAHAR

سلام...جالب بود موفق باشی...به روز شدم...چشم براه حضور سبزت:سحـــــــــر

یلدا دخمر گل

که ميخوای از راه خشونت وارد شی نه؟ ميکشمت چرا آپديت نميکنی (خيلی پر رو ام نه؟ تو ۲ روزه آپديت نکردی من ۱۰ روز بود ) فرق بين اين دوتا چيه؟ يکی اينو واسه من توضيح بده

Farshad

سلام دوست عزيز مطلبت قشنگ بود موفق باشی..اگه وقط کردي يه سرم به ما بزن ممنون میشم..مرسي...باي

bahar

سلام منگوله جونم .خوبی؟ قضيه اين منگوله،زنگوله،مردگوله چيه ؟(گيجی)وبلاگت قشنگه.بامزه مينويسی .به وبلاگ منم اگه يه سری بزنی خوشحال ميشم .منتظرتما...

يك روحاني

سلام ..ميشه از خودتون بگيد!...از اظهار نظر شما ممنون هستم!..راجع به نوشتهای شما تا اونجای که چيزی بلد باشم نقد خواهم کرد!..زير سايه امام زمان باشيد

behrooz

سلام..خوبی؟ چرا بايد از ايکاشها خسته شد؟

real man

به سايت سازمان يه سر بزنيد جميع دوستان. داره خبرای جالبی ميشه. در ضمن بعد عرض تبريک به برادر منگوله رسما از ايشان دعوت به عمل می آيد تا در سازمان با ما به همکاری بپردازد.(( بابا خيلی باهات حال کرديم. استادی!! حتما يه سر به ما بزن))