حالا بگين چی شدههههههههههههههه؟18.gif

گيسکی يه گوشی واسه من فرستاده بود بعدش اداره پست دزديدش!!!!! 18.gif

وااااای امروز عصر که اومدم خونه وقتی مامانی بهم گفت ميخواستم منفجر شم از خندههه!!!

آخه بگو اداره پست؟!! تو آدميييی؟!!!!.... تو دزدی!!! جنايتکار دزد!!!

ميدونيد جعبه آک بوده ديگه ... بعد اداره پست هم طبق قوانين (!) جمهوری اسلامی! وظيفه داره بسته ها رو باز کنه و... و بعدشم ازشون بدزده!!!!

وظيفه داره باز کنه و وارسی کنه! اين بسته ی ما هم از اين فيلتر بايد ميگذشته! حالا داشته باش... ناکسا بازش کردن گوشی رو برداشتن بعد شارژر و اينارو گذاشتن توش مونده ... بعدشم رو جعبه نوشتن جعبه فاقد موبايل است/ امضا!!!!

يه شلوارم بوده ... ماری ميگه حالا خوبه شلواررو تيکه تيکه نکردن بعد مثلا روش بنويسن فاقد خشتک / امضا!!

ماری ميگفت يکی از همکارا هم تعريف ميکرده همين اتفاق واسش افتاده ... يعنی آقاشون واسش گوشی فرستاده بعد تو اداره پست باز کرده ديده خبری از گوشی نيست ... اونم حسابی اونجا دادو بيداد راه انداخت ... مسئول پست خونه هم هی التماس کرده که تورو خدا آبرو ريزی نکن ... بعدم خسارتشو داده فرستادش بره!

يکی از دوستای گيسکی هم باز همين مصيبتو با پستخونه ايران داشته! واسش مجله ميفرستادن ايران بعد اين چند جلسه نرفته به صندوق پستيش سر بزنه وقتی رفته ديده چندتا شمارش نيست ... هی اونجا شکايت کرده ... يه خانومه مسئول بوده اونم با پر رويی گفته همينی که هست و اينا! بعد اينم دادو بيداد کرده که آبروتونو ميبرم و فلان اونوقت زنه ديده اوضاع خيته يه کم گريه زاری کرده رفته مجله ها رو برداشته آورده داده!!!!!

چرا انقدر کثافت همه جارو گرفته؟! حالا اين مسئله پستخونه به کنار... يه چند وقتی بود هر شب توی کوچه ی ما يه ماشین رو ميزدن درب و داغون ميکردن برای ضبط و فلان ... بعد پليس هم نميتونست بگيرشون ... همين دو دفش ماشين ماری رو زدن داغون کردن ...يه روز يه مامور اومده بود برای رسيدگی ديگه تمام مالباخته ها! :) اومده بودن دورش کرده بودن که چرا جدی  وارد عمل نميشن! ... ماموره خودش اعتراف ميکرد ميگفت چيکار کنيم ما... بيايم جلو حق تير که نداريم ميزنن ميکشنمون به خاطر هيچی! خود ماموره ميگفت ما حتی اگه دزد رو بگيريم ببريم تحويل بديم بعد از ظهر آزادشون ميکنن برن!! به خدا خود ماموره ميگفتاا!

آخه اين چه مملکت گنديه؟ من واقعا موندم ديگه کسی هم هست که بشه بهش اعتماد کرد؟!! اين از اداره های دولتی!!! اينم از مردم! بابا به خدا خلايق هرچه لايق! من نميفهمم چرا تا ديروز دولتو نفرين ميکردم .. خب اين دولت رو کی ميسازه ؟ مگه گردانندگان دولت جز همين مردمن؟ همه شارلاتان شدن!

خواهشا نگيد فشارهای دولت باعث شده همه فلان بشن و بيسار... آخه بگو دزدی که با پرايد مياد تو کوچه بغل پارک ميکنه و ماشين مردم رو داغون ميکنه بعد هم لاستيکارو با چاقو سوراخ ميکنه تا ميزان خسارت وارده رو ببره بالا داره از گرسنگی ميميره که رو به همچين کاری مياره؟!

يا بگو اون زن که مجله ها رو ميدزده بچه هاش داشتن از گرسنگی سقت ميشدن و نياز داشته به مجله ها؟!! يا اون خانم کارمندی که از توی کيف بچه های شعبه هر روز فلان قدر برميداره و ميره واقعا فشار مالی وادارش ميکنه تا از تو حلقوم بقيه بکشه بيرون حقشونو؟!

همه جا رو کثافت گرفته ... ما فقط ميخوايم واسش منشا و مبدايی در خارج از زنجيره ی تعريف شده برای خودمون پيدا کنيم ....

اوکی حالا بيخيال.. نتيجه ی اخلاقی اين بحث اينه که از اين به بعد به جای واژه ی غريب و منحوس پستخونه بگيم : دزدخونه!

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sepanta

اره دیگه خانومی:)))

عاطفه

سلام چقد عصبانی شدی تو وای نزنيا بيخيال از هزار جاميدزدن ميخورناينم روش خوش باشی دوست من

hossein

:)))))))))) خوب حتما بچه های اون خانومه مجله ميخورن ديگه...حالا شما کوتا بيااااااا...ميخای بيای اينجا؟؟ يه دعوت نامه بدم؟؟ نه جون حسين تعارف نکنيااااااا ؛)

عاطفه

ببين من خونمو عوض کردم اگه يهموقعی دلت سوخت خواستی سربزنی اينجام(نيش)

Nima Dingaliga

سلام..قلم خوبی داری!خسته نباشی!!قالبت زيباست!..بيا به من سر بزن زيرا آپديت کرده ام و نظر هم بده!!!!!!!!!

Nima Dingaliga

ما قربون همه ترشيده های عالم هم ميريم!...:دی

من

دزدخونه؟! خدا منو مرگ بده.. چرا منو؟ همون دزده رو! بعدش هم دراومدن از بلاتکليفی رو بهت تبريک ميگم خانم مهندس!

آفساید

به جون امواتم همين چند روز پيش يه چيزايی به عنوان کامنت اينجا نوشتم!‌ ننوشتم؟!

آفساید

يه چيزی که هست نميشه زياد به کار اين پستی ها ايراد گرفت ها! حالا بگو چرا! برا اينکه اگه بزارن همچین چیزایی به پست وارد کشور بشه٬ دور از جون شما٬ قاچاقچی جماعت که ديگه امون نميدن! يعنی اين راه ميشه بهترين و کم هزينه ترين راه برای قاچاق کالا! البته من کماکان معتقدم که اينا خيلی بد بودن که موبايل منگوله جان رو بلند کردن! :))

Amir

رقص کنان بر تن امواج عشقم گرفتار هزار توی چشمان توفانم و هرگاه که لبخندی بر لبانت نقش میبندد سخت است که باور بدارم تو از آن منی ... سلام منگوله مهربان نوشته باحالی بود ممنون ... با نوشته ای جدید به روزم و چشم انتظار حضور گرم و پر انرژی ات ...