نميدونم چه سريه که يه روز در ميون هوس ميکنم چيز بنويسم! انگار برنامه ام اينطوری تنظيم شده! 01.gif به هر حال راضيم به رضای خدا 05.gif

اول از همهههههه عرض کنم کههههه: من بالاخره بعد از دو ماه و اندی موفق به لينک گذاری شدم! 05.gif دوستانی که تمايل به تبادل لينک دارن  تا پايان وقت اداری روز ٫٫٫٫¤٫٫٫٫ مراجعه کنن که غفلت موجب پشيمانيست! 14.gifخلاصه که در لينکدونی به روی خلق باز است... 13.gif

دوم  مطلبيه در مورد ماری که سخت ذهن منو به خودش مشغول کرده!!33.gif ... بابايی يه کلاه گيس داره که اونوقتا که سرباز بود و کچل! 04.gif ازش استفاده ميکرد ( در حال حاضر تو کيف عتيقه جاتش لميده).. حالا  ماری خانم از اين کلاه گيسه ميترسه! 11.gif( تازه کجاشو ديدينننننن؟ از چوق کبريتم ميترسه!!25.gif .. ميترسه چوقه يهويی آتيشش بزنه!09.gif ) منم ديروز با دمپاييام کلاه گيسه رو برداشتم بردم انداختم جلوش!! .. که نتيجه اش يه فرياااااااااد الله اکبری از جانب ماری بود ! 18.gif

به اين ميگن ساديسم پيشرفته!  البته قطعا کاملا مشهوده که اين بيماريه خطرناک گريبان ماری رو گرفته25.gif .. چرا که با اين جنگولک بازيا اسباب گل کردنه شيطنت بچه ی ناز و مظلومی مثل من رو فراهم ميکنه05.gif وگرنه که من سرم به کار خودمه 24.gif... 

چن روز پيش يه معاون فرستادن واسه ماری اينا!... بعد ريسشون هم سر صبی مياد همه رو به خط ميکنه به اين آقا معرفيشون کنه که ميبينه يکی کمه..33.gif همکارا بهش ميگن که خانوم ماری! رفته بالا... اين آقا ريسه هم فک ميکنه که حتما ماری طبق معمول داره بالا صبونه ميلمبونه!09.gif 

پس عزمشو جزم ميکنه و دست معاونه رو ميگيره و ميگه: موردی نداره بيا ايشون رو در محل!! معرفی کنم بهت! 14.gif

حالا از اون ور هم اين ماری دست به آب تشريف داشته! 11.gif18.gif

ماری دست به آب بوده + رييس ميخواسته ماری رو در محل معرفی کنه = ماری و معاون تو دست به آب دونی بهم معرفی شدن!! 18.gif

خب .. ميبينم کههه اين پست کاملا اختصاصی و متعلق به ماری بود .. 14.gif اما از اونجايی که ماری از بچگی انشاء صفر ميشده و عاجزه از نوشتن! بنابراين زحمت اين متن رو هم بنده کشيدم! 21.gif04.gif

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام . مرسی که به من سر زدی ! در مورد چيزی هم که گفتی بايد بگم که اشتباه درک کردی ! من با خودم حرف زده بودم و از گريه کردن خودم خوشم مياد . همين . خوش باشی عزيز و بابای

joupy

عجب !!!!!! كه اينطور !!!؟؟؟؟؟ خوشمان امد .....راستي برام كامنت بزار تا يادم نره بلينكمت. يادت نره ها اونوقت منم يادم ميره سييييييييييييييييي يووووووووووووو

یک رهگذر

پيشنهاد من اينه که لينک هايی رو که حس ميکنی جالب هستند رو خودت به انتخاب خودت بذار.

afshin

سلام....ممنون که سر زدي..... راستی ماری کيه؟؟ ياحق

پسری با کفشهای کتانی..!

سلام عزيز...............خوفی؟..............خوش ميگذره؟.......................چه وبلاگ باحالی داری تو.................دوست داشتی يه سرم به ما بزن.......................خوشحال ميشم..................موفق باشی.....................شاد باش واز زندگيت لذت ببر..!

مهدي باقري

سلام / ديگه ميای وبلاگ ما ميگی دنبای بدون فمينيست فلانو بسار باشه برای تبادل لينک پايم ولی خيلی گرفتارم هر وقت گذاشتم شما اقدام ميکنم

mina

منگول جونم سلام... خوبی؟... خيلی دلم برات تنگ شده بود...مرسی که اومدی پيشم...خوشبحالت تو تونستی تو پرشين بلاگ لينک بذاری منکه هنوز نتونستم... با اجازت من لينک تو رو تو خونه ئ بلاگ اسکايم گذاشتم... بمحض اينکه بتونم تو پرشين بلاگ هم لينک بذارم... لينکتون را وارد ميکنم...بازم ممنونم از لطفی که داری بمن... شاد و پيروز... در پناه حق باشی...

mina

اينم آدرس اون يکی خونمه...;)

پرنده آتش

اولا تشکر دوما بزودی به شما ميلينکيم سوم وايييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييی معاون و ماری و مدير چه شده ..:))))))))