يه زمين خالی بود نزديک خونمون... جون ميداد واسه بازی .. چنتا مزيت داشت که اونو از ساير مکان های تفريحی ! (14.gif) اون حوالی متمايز ميساخت!

اول اينکه ظاهرا مال کسی نبود و ما مجبور نبوديم هی غرولند بشنفيم! دوم به خونمون نزديک بود و زياد دور از دسترس والدين نبوديم! 13.gif وسومين و مهمترين دليل هم اين بود که توش پُرٍ خاک بود! 05.gif

هميشه عصرای تابستون پسرا اونجا فوتبال بازی ميکردن.. هی الکی اينور اونور ميدوئيدن وگرد و خاک بلند ميکردن ... همشم صاف ميومد رو سرو کله ی ما ميشٍست و فقط ما و خودشونو حسابی خاک به سر ميکرد ! 28.gif

من که ميرفتم يه گوشه ميشستم مورچه ها رو نيگا ميکردم... بهترم بود تازه! خيلی دلم ميخواست يه دفه ملکه شونو ببينم ... اما هر وقت به بابام ميگفتم بيا خونشونو خراب کنيم ملکه شونو نشونم بده بهم چشم غره ميرفت : نهههههههههه ! يه وقت اذيتشون نکنياااا! گناه دارن! 19.gif

منم اذيتشون نميکردم ..بهشون کمک ميکردم 05.gif دنبالشون راه ميافتادم ببينم کجاها ميرن.... هرچيز عجيب غريبی که سر راهشون بودو کول ميکردن ميبردن لونه به عنوان غذا! بعضی وقتام سه چهار نفری! ( فروند...راس... تخته...  چهار تخته مورچه؟!33.gif ) بسيج ميشدن ميرفتن يه چيزی که بيشتر شبيه آهن پاره بودو با خودشون حمل ميکردن  به گمونشونم هرچی سنگينتر باشه مقوی تره! 34.gif

منم که ميديدم انقد خنگن يواشکی ميرفتم از خونه مشت مشت شکر مياوردم ميريختم دم لونشون! 21.gif....بعدش ميرفتم يه ساعت ديگه ميومدم لونشونو ميکندم تا ببينم شکرايی که بهشون داده بودمو کجا بردن ...

بعد از کلی حفاری شکرا رو با يه عالمه چيزای ديگه پيدا ميکردم ... واخ واخ! چقدر ميخورن اين مورچه ها! اين همه خرت و پرتو کجا جا ميدن نيم وجبيا؟! 04.gif

بعدش دوباره ميکندم و ميکندم .... نميخواستم اذيتشون کنمااااا ... فقط ميخواستم ببينم ملکه شونم از اين همه شکری که بهشون داده بودم خوشحاله يا نه 06.gif

فک کنم يه مربعی به ضلع ۲ مترو ميکندم .. اما خبری از ملکه نبود که نبود ...يه بار يه چيز نارنجی ديدم که يه هوا از مورچه ها بزرگترو نصفه نيمه بود.....

ملکه بود؟! .....33.gif

/ 77 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

سلام لينک بلاگ قشنگتو دادم يه بوس بده ای بی تربيت

نيما

«مقابله مجلس هفتم با حذف «تبعيض ارثيه» ميان زن و مرد » اين مطلب را در آدرس زيز بخونيد:http://rouydad.info/news/index.aspx?UID=3035 خانم های محترمه بجای «انجمن مرد ستيزان جوان» فکر اين باشند که چه کسانی را به مجلس فرستادند.

gholam

سلام دوست جان . جالب بود ولي ميازار موري كه دانه كش است و......... موفق باشيد . باز هم ميام . تا بعد باي

نيما

سلام منگوله عزيز، ممنونم که کنکاش ۷۶ را ديديد و نظر لطف داديد. اما بعضی از دوستان شما رای دادن! اينو خودشون هم می دونن. رای دادن شرايطی داره.... من نمی خوام در اين زمينه با شما وارد دعوای لفظی بشم. شاد باشيد.

ali

منو ببخش . اشتباه کردم . دوستاره هميشگيه تو علی .

ali

ببخش دوباره مزاحمت شدم . ميخواستم يه گلگی ازت بکنم من به شما ۱ ماه است لينک دادم ولی شما به من لينک ندادين . ببخشينا . ناراحت که نشدين . دوستاره هميشگيه شما علی .

هادی بیرقدار

سلام . مثل اينکه يادت رفته اپديت کنی . يو هووووووو بيداری ؟ يا منتظری اين کامنت ها به صد برسه ؟

yasi

جالبه!!!پيش منم بيا خوش حال ميشم!

melika

salam. avval bayad begam ke kheily bebakhshid enghadr dir sar zadam, dovvom inke soali ke porsidi ahange havaye taze ro kambiz khoonde ,va sevvom kheily webloget bahale vaghan man ke ta varedesh misham dige delam nemikhad panjerasho bebandam az bas rooh dare...up date kardam sar bezan..

هادی

سلام منگولم شنگولتون کجاس؟ بياييد همه دست در دست هم دهيم و برای مورچه ها خانه بسازيم سبک نوشته هامو جديدا عوض کردم خيلی بهم گفتن نوشته هام نا اميد کننده هستن برای خودتو وبلاگت آرزوی سلانتی و طول عمر دارم به مورچه ها هم دست نزن يه وقت گازت ميگيرنا .....هز ما گفتن حالا خود دانی