ما اومديييييييييييييييييييييييييييييم 05.gif

اينم از مسافرت، جای شما خالی بسيار خوش گذشتيد و ما در اين سفر چيزهای زيادی آموختيم و مکان های مختلفی را ديديم و دلمان حسابی قيلی ويلی ميرفت برای آن سبزه ها و  همچون پارسال گذشته! هوس ببعی شدن به سرمان زده بود.

در امسال ما رفتيديم به يک مکان تازه که اسمش سرعين بود و در آن سرعين به قدری هوا خنک بود که دود از دهانمان ميامد 13.gif

و تازشم به يک مکان ديگر هم رفتيم که اسمش بيله درق يا ويلا دره؟ چميدونم همين چيزا بود ديگر! و در انجا من سوار اسب شدم و هی تازوندم البته دهنه ی اسب در دست يک مردکی بود چون که من دستم به کيفم بند بود و نمیتانستم آنرا بگيرم ولی اين به هيچ وجه مانع  چهار نعل تازوندن من نميشدها 05.gif و نيز! به دليل شَل و پََل بودن اسبه اين چهار نعل تازوندن ها اندکی آهسته تر ازسرعت نرمال يعنی با سرعت يک متر در ساعت صورت ميگرفت. اما وای به حال شما اگر فکر کنيد اين مسائل خدايی نکرده به خاطر ترس من بوده! 12.gif

و در آنجا عسل طبيعی!! ميرفوختندندی. ولی در آنجا ما نه گُلی ديديم و نه بلبلی! بی شک آن زنبورها بايد خر قورت داده باشند که آن همه عسل طبيعی ساختن اونم بدون امکانات!! ولی من دارم به شما ميگم که شکر دادن به خورد اين زنبورای بدبخت! عسل طبيعی کجا بود بابا! زنبوره خودش بايد بره روی گلها بشينه و شهد گل و اين صوبتا نه اينکه شکر بهش بدن آخه! بابام ميگفت نگا زنبوره کوپن دستشه داره ميره شکر بگيره 28.gif

ولی در کل خيلی خوش گذشت .. ميدونيد توی اون هوای مه گرفته روی تراس نشستن و چای خوردن و موسيقی گوش  دادن و اينا، چيزاييه که رووووووح آدمو تازه ميکنه! 07.gif

من جدا توصيه ميکنم که حتی شده يک نصفه روز! بريد تو طبيعت تا طبيعت زيبا با دست نوازشگر خودش شما رو ناز کنه و از اين حرف مرف قشنگا ديگه خلاصه ...

باورتون ميشه شب وقتی وارد تهران شديم  هوای خفه و دود غليظی که اطراف چراغای شهرو گرفته بود کاملا تو چشم ميزد؟ من تا حالا انقدر متوجه آلوده بودن هوا نشده بودم 31.gif 

۰۰۰ يک اتفاق بامزه ی ديگه ايی هم داره به وقوع میپيونده که در قسمت های بعدی بهش میپردازيم دوستان 05.gif

۰۰۰ در ضمن من تااااااااااااا اونجا که ميتونستم بلال زغالی 32.gif خوردم و حساااااااابی دلی از عزا در آوردم.

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yasesefide shab

سلام منگوله.خوب بابا تو که اينطوری تعريف کردی برامون سوغات يه ذره خنکا می اوردی.بعدشم تا از فضولی ر پر نزدم بيا بگو اون اتفاق بامزه هه چيه وگرنه مسئوليت هر نوع فکری که من بکنم با خودته:۹

omid

سلام دوست نازنين...بابا دل منو که آب انداختی.جای من خالی بودآآآآ.ممنون که به من سر زدی.با اجازت ميخوام بهت لينک بدم...کاری نداری؟ بای

fara

من هم سرعين رفتندي ... خيلي زيبا بود و خوش آب و هوا ... اما عسلش فكر نمي كنم طبيعي باشه ... حق با توه !

احسان

خوش به حال تو که مسافرت رفتی من بايد تا آخر شهريور صبر کنم شايد رفتيم يه جايی!!!! تازه فهميدی خوشا به حال ات ای روستايی........يعنی چی!!

امیر

ای ول - يه سری هم به ما زدی ... و ای ول که رفتی مسافرت خوش گذشت ؟ جات خالی منم با بروبکز رفته بوديم تنگه واشی خيلی حال داد ... در مورد مورچه و اميد و اين چيزا ! شايد خدا غريضه مورچه رو اونجوری طراحی کرده که ما ازش ياد بگيريم ولی وقتی اعصابت به هم ريخته ميخوای الگو پذير هم باشی ؟

Asal e Talkh

واااااااااااااااای کاش منم رو اون تراس بودم. يه سر به عسل واقعی بزن. البته تلخه ها اما واقعيه.

PoOYaN

sha.... jan, chera be man gofti: "AJAB ROOEE CHIZI NEMIKHAI BEGI?! " mage man kare badi kardam ke injoori neveshtee too blogam ?! Ba'd az in hame moddat oomadam goftam age mosaferat khos gozashte jaye manam khali!!! oonvaght injoori neveshti dooste ghadimiye man ?! Chizi shode ke man khabar nadaram ?!

zedboys

سلام خسته نباشید می خواستم بگم زدبویز روز شده چه جورم بیایو ببین. مطما باش ضرر نمی کنی منتظرتونیم. و راستی ممنون از اومدنتون به زدبویز. دوستدارت زدبویز. باي

ham ava

سلام.منم ديزی خوردم توپشم خوردم منت بعضيا رو هم نکشيدم!!!!!!!!!اپم

منگوله

پويان جان منظورتو نميفهمم؟! چه خبره چرا انقد اندک مرنجان شدی به قول کرجيا؟ :)) بعضی وقتا خیلی عجیب میشی! من نمیدونستم حذف به قرينه ی معنوی این همه باعث غلط اندازی میشه :) ... منظورم از اون جمله تو وبلاگت اين بود: <<چه رويی داری اين همه مدت همين نوشته رو گذاشتی تو بلاگت و سر ما رو با همین گرم میکنی هر وقت ميايم هميو بايد ببينيم بابا دلمون پوسيد چيزی نميخوای بگی؟!>> :))) البته من با کامنت تو مشکل نداشتم نیازی نبود تکمیلش کنی، معلومه که جای دوستای خوبم خالی بود! منم بعضی وقتا خيلی عجيب ميشماا... چرا توی متن ننوشته بودم که جای شما خالی؟! :)