ديروز  طرفای ظهر بود اومدم وارد وبلاگم بشم ديدم باز نميشه! 11.gif اول فکر کردم مشکل از شبکه است!  اما وقتی ديدم شبکه مشکل نداره مطمئن شدم چه بلايی سرم اومدههه!!!17.gif

يه آدم بيمار!!! که خودم حدس ميزنم کی بوده وبلاگ بيچاره ی منو  کشته!! 15.gifخدا از سر تقصيراتش بگذره ..... به هر حال من که دوباره اينجا رو راه اندازی فرمودم! 05.gif ( تا کور شود هر آنکه نتواند ديددد!13.gif)ولی اميدوارم  خدا ازش راضی شه و ببرش! 28.gif

خب قرار بود يه داستان  براتون بتعريفم نه؟ 05.gif اول بگم که کاملا واقعيه اين حادثه! فکر نکنين مثل نويسنده ی داستان های شنگول و منگول نشستم از خودم داستان در اوردم واسه بيان معضلات اجتماعی! 13.gif

جريان از اونجا شروع شد که اصغر آقا طبق روال هر روز راه می افته بره واسه در آوردن يه لقمه نون حلال!

سر راه سه تا مسافر به پستش ميخورن سه تايی ميرن عقب ميشينن! .. يه کم جلوتر  به يه آقای پيری که سرتا پا سفيد تنش بوده برميخوره .. اونم سوار ميکنه و  خداشو شکر ميکنه و راه می افته!

وسطای راه اقا پيره شروع ميکنه به تذکر دادن!:

ـ از بين خطوط حرکت کن .. مراعات نواميس مردم رو بکن!   اندکی آهسته تر بران! ... و خلاصه از اين هشدارها!

اصغر آقا که حسابی کفرش بالا اومده ميگه! : هييی آقااااا بابا  ول کن نا سلامتی من صد ساله راننده ام ميدونم بنزين دارم... 04.gif نوکرتم بذا به کارمون برسيم! 03.gif 

آقا پيره : پسر جان با من اينگونه سخن مران!! ميدونی من کيم؟؟ من عزراييلم! 13.gif

اصغر آقا : دکي!! 18.gif منم جبراييلم از قضا! 04.gif ... بعد روشو ميکنه به مسافر پشتيا ميگه :

ـ ميبينين تورو خدا يه الف پيرمرد هم ما رو ميذاره سر کار... داشته باشين چی بلغور ميکنه هااا 04.gif

در اين لحظه مسافرای پشت با تعجب به اصغر آقا نيگا ميکنن ميگن:

ـ آقا شما راجع به چی حرف ميزنی ؟ با کی حرف ميزنی؟ از کی حرف ميزنی؟ 11.gif

اصغر آقا حس ميکنه يه پارچ آب يخ خالی کردن رو سرش!!  : ای بابا اين آقا رو ميگم ديگه ... همين که ميگه من عزی جونم .. اومدم جونتو بسونم! 31.gif ( چه سير نعنا داغشم زياد ميکنههه .. از اون هووچياست 09.gif)

مسافرا با شدت هر چه تمام تر سرشونو تکون ميدن و بازم انکار ميکنن: ای بابا آقا شما مثکه خيالاتی شدی! ... دچار توهم شدی عمووووو 18.gif

در اين لحظه اصغرا اقا ديگه  احساس ميکنه که منجمد شده و بی درنگ غش ميکنه! 11.gif ... آقايون مسافر هم خيلی بی درنگ تر اصغر آقا رو از ماشين ميندازن بيرون و ماشينو بر ميدارن و ميزنن به چاک! 19.gif

....کاملا درست حدس زديد!... اينم يه مدلشه! ماشين دزدی به روش خداپسندانه! فرشتگان تقلبی  هم به بازار عرضه شد! ... البته ممکنه اينبار در قالب جبرييل بر شما حلول کنن و بخوان سمت پيامبريی چيزی بهتون بدن! 09.gif خلاصه که  ای ايها الناس بدانيد و اگاه باشيد و چشم و گوشتون باز باشه13.gif.. اگه به اين جور موارد برخورديد حتما ازشون تقاضای معجزه بکنين! 33.gif

 

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اصلان

سلام اومدم راه اوفتادن دوباره وبلاگتو تبريک بگم . منتظر متن های قشنگت هستيم

نگين

جدي مي گي؟!! عجب روش هاي مدرني براي دزدي اومده ها!! اين ترفند ها چه جوري به فكر اين دزدها مي رسه؟!

cosmicpower

salam ...tarikhe in dastan yani hamoon vahiyat: in maleh 1 sale pish bood fekr konam........ shenideh boodam manam... goodluck

shahrokh

اين ايرانيا رو بذار واسه درست کردن روشهای جديد تقلب!!! واقعا کارمون خيلی درسته!!!

میلاد

کی وبلاگت رو کشته.؟بگو من بکشمش.داستانت هم تکراری بود .شنيده بودم .()ولی خوب بود .از اين نوع دزدی فکر کنم فقط اينجا يافت ميشه .اين هم يه نوعشه ديگه.سر بزن.

nazanin

خدا پدر عزراييل را بيامرزد که سبب شد يه سری ها هم از اين راه نون حلال در بيارند. .بيا پيشم.با تو نبودم عزراييل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

meisam

الاهی همونی بشه که گفتی...(من نفرين بلد نيستم )... اين ماشين دزديه هم خيلی خداپسندانه بود ها ! فعلا زت زياد !

afshin

سلام عزيز.....خوشحالم که دوباره وبلاگ رو راه انداختی..... اين موضوع رو من چند سال پيش شنيدم.....به هر حال هر جا هستی موفق باشی....ياحق

mina

منگول جونم سلام...خوفی؟ الهی تير تپر بشه اونی که وب بلاگتو خلاب کلد....شامپو بله تو چشش ايشالا... خوشحالم که دوباره راه اندازی کردی بلاگ خوشگلتو... بازم منتظر حرفای قشنگت هستم... شادو پيروز باشی...در پناه حق...

meisam

بابا بيخيال...واسه جوابيت يه شعری هفته ی بعد می چاپم تو وبلاگ تا ببينی قضيه چيه...همه چی خياله رفيق خيال ! فعلا زت زياد !