ای بابا اين پرشين بلاگم که بازيش گرفته ... هرچی پسوردمو ميزنم ميگه اشتباه گرفتی ...

عرضم به حضور شما که الان دو هفته ايی ميشه که ميرم دانشگاه ... هر روز کلاس دارم جز پنج شنبه ها که اونم اگه ازمايشگاه بهم بدن درست ميشه!!

فعلا همه درسام عموميه جز جانور شناسی که البته اونم زياد اختصاصی نيستا ... يه سری ها گياه شناسی دارن يه سری هم که ما باشيم جانور شناسی... روزای اول خيلی اذيتمون ميکردن .. مثلا يکی از همين گياه شناسی ها اومده بود با خنده ميگفت آره ديگه ما خودمونو ميشناسيم بهمون جانور شناسی ندادن اما به شما دادن تا ... نذاشتم ادامه بده گفتم تا ما هم شما رو بشناسيم!! خوب گفتم نه؟

 ترم بالايی ها ميگن ترمای اول و دوم خبری از درسای اختصاصی نيست! يعنی من فعلا نميتونم بهتون بگم سرو کارم با سوپورا و پاکبانا هست يا نه!

ولی از قرار معلوم مشکل ترين درسی که بايد در طی اين چهار سال پاس کنيم همين جانور شناسيه ... روز اول استاده اومده سر کلاس اسم يه مشت جک و جونور رو به لاتين ميگه ... مثلا سیپرينوس کاپترينوئلبتايباذاابسبسس!! از شما چه پنهون من اولش گمون کردم داره شعر همشاگردی سلام رو به زبون اسپانيولی ميخونه واسمون برای خير مقدم گويی!! ولی بعدا فهميدم که مثلا داره ميگه بز کوهی!

کلی هم از اين اسمای جنگولکی داد تا ما بريم در موردشون تحقيق کنيم ... منم اومدم توی گوگل سرچ کردم و کلی مقاله گير آوردم و ترجمه کردم! ... خلاصه که کلی احساس مهندسی و کارشناس ارشدی و عينک دودی و اينا بهم دست داد! 

اهان راستی يه آقای اکبری هم داريم به غايت خنگ!!! ( آره درست بکار بردم؟ ) يه سيبيل داره به چه کلفتی!!! ۱۰۰ متر پهنا داره ... ۳۰ متر ارتفاع و ۵۰۰ متر هم عمق!!! يعنی اگه يه روزی بخواد سيبيلاشو به صورت دلبرانه بزنه کنارو دهنشو ببينه بايد عصای حضرت موسی رو بزنه به سيبيلاش تا يه جـَــــــده! باز شه به سمت دهنش! مثل رود نيل که باز شد! والا ديگه آخه مگه سيبيل انقد پر پشت ميشه؟! کله اشم مو نداره تازه!! خب ديگه ... موهای سرش قوت ندارن در بيان که ... هرچی کوده لابد ميريزه پای سيبيلاش! آدم هوس ميکنه سيبيلاشو بزنه سر چوق باهاشون جاروی جادوگری بسازه! حالا حسابشو بکنين با اين سيبيل و چه بسا شصت بيل پت و پهنش من اون روز رفتم دم دفترش هوووووااااار ميکشم ميگم خانوووم اکبريييييی بيا بيروووننن!!!

ديدم همه هر هر زدن زير خنده! خب بابا آخه من روز اولی چميدونستم کی به کيه!

همچين سرخ کرده بود گفتم خوبه الان از عصبانيت از سوراخ دماغش آتيش بزنه بيرون و اين سيبيلا رو کز بده ... اونوقت ديگه خرو بيارو باقالی رو بار کن ..... 

آره خلاصه اينجورياس ... فعلا که خبر خاصی نيست اونورا... ولی يه چيزی بهتون ميگم ميخوام باور کنين! ... من تصميم گرفتم بچه ی خوبی باشم و درس بخونم حسابی تا تلافی دبيرستانم در بياد... راست ميگم بخدااااا خب مگه چييهههه؟! الانم اومدم از توی اينترنت سرچ کنم ببينم يک اينچ چند سانتی متره ... ميخوام فيزيک حل کنم*

*اين عينکه که در بالا مشاهده ميفرمايين واسه اين نزدم که کلاس بذارم واسه شماهاا ... اين عينک برای اينه که مثلا من خيلی درس خونم چشام ضعيف شده... و واقعا هم ضعيف شده چشمام