حالا بگين چی شدههههههههههههههه؟

گيسکی يه گوشی واسه من فرستاده بود بعدش اداره پست دزديدش!!!!!

وااااای امروز عصر که اومدم خونه وقتی مامانی بهم گفت ميخواستم منفجر شم از خندههه!!!

آخه بگو اداره پست؟!! تو آدميييی؟!!!!.... تو دزدی!!! جنايتکار دزد!!!

ميدونيد جعبه آک بوده ديگه ... بعد اداره پست هم طبق قوانين (!) جمهوری اسلامی! وظيفه داره بسته ها رو باز کنه و... و بعدشم ازشون بدزده!!!!

وظيفه داره باز کنه و وارسی کنه! اين بسته ی ما هم از اين فيلتر بايد ميگذشته! حالا داشته باش... ناکسا بازش کردن گوشی رو برداشتن بعد شارژر و اينارو گذاشتن توش مونده ... بعدشم رو جعبه نوشتن جعبه فاقد موبايل است/ امضا!!!!

يه شلوارم بوده ... ماری ميگه حالا خوبه شلواررو تيکه تيکه نکردن بعد مثلا روش بنويسن فاقد خشتک / امضا!!

ماری ميگفت يکی از همکارا هم تعريف ميکرده همين اتفاق واسش افتاده ... يعنی آقاشون واسش گوشی فرستاده بعد تو اداره پست باز کرده ديده خبری از گوشی نيست ... اونم حسابی اونجا دادو بيداد راه انداخت ... مسئول پست خونه هم هی التماس کرده که تورو خدا آبرو ريزی نکن ... بعدم خسارتشو داده فرستادش بره!

يکی از دوستای گيسکی هم باز همين مصيبتو با پستخونه ايران داشته! واسش مجله ميفرستادن ايران بعد اين چند جلسه نرفته به صندوق پستيش سر بزنه وقتی رفته ديده چندتا شمارش نيست ... هی اونجا شکايت کرده ... يه خانومه مسئول بوده اونم با پر رويی گفته همينی که هست و اينا! بعد اينم دادو بيداد کرده که آبروتونو ميبرم و فلان اونوقت زنه ديده اوضاع خيته يه کم گريه زاری کرده رفته مجله ها رو برداشته آورده داده!!!!!

چرا انقدر کثافت همه جارو گرفته؟! حالا اين مسئله پستخونه به کنار... يه چند وقتی بود هر شب توی کوچه ی ما يه ماشین رو ميزدن درب و داغون ميکردن برای ضبط و فلان ... بعد پليس هم نميتونست بگيرشون ... همين دو دفش ماشين ماری رو زدن داغون کردن ...يه روز يه مامور اومده بود برای رسيدگی ديگه تمام مالباخته ها! :) اومده بودن دورش کرده بودن که چرا جدی  وارد عمل نميشن! ... ماموره خودش اعتراف ميکرد ميگفت چيکار کنيم ما... بيايم جلو حق تير که نداريم ميزنن ميکشنمون به خاطر هيچی! خود ماموره ميگفت ما حتی اگه دزد رو بگيريم ببريم تحويل بديم بعد از ظهر آزادشون ميکنن برن!! به خدا خود ماموره ميگفتاا!

آخه اين چه مملکت گنديه؟ من واقعا موندم ديگه کسی هم هست که بشه بهش اعتماد کرد؟!! اين از اداره های دولتی!!! اينم از مردم! بابا به خدا خلايق هرچه لايق! من نميفهمم چرا تا ديروز دولتو نفرين ميکردم .. خب اين دولت رو کی ميسازه ؟ مگه گردانندگان دولت جز همين مردمن؟ همه شارلاتان شدن!

خواهشا نگيد فشارهای دولت باعث شده همه فلان بشن و بيسار... آخه بگو دزدی که با پرايد مياد تو کوچه بغل پارک ميکنه و ماشين مردم رو داغون ميکنه بعد هم لاستيکارو با چاقو سوراخ ميکنه تا ميزان خسارت وارده رو ببره بالا داره از گرسنگی ميميره که رو به همچين کاری مياره؟!

يا بگو اون زن که مجله ها رو ميدزده بچه هاش داشتن از گرسنگی سقت ميشدن و نياز داشته به مجله ها؟!! يا اون خانم کارمندی که از توی کيف بچه های شعبه هر روز فلان قدر برميداره و ميره واقعا فشار مالی وادارش ميکنه تا از تو حلقوم بقيه بکشه بيرون حقشونو؟!

همه جا رو کثافت گرفته ... ما فقط ميخوايم واسش منشا و مبدايی در خارج از زنجيره ی تعريف شده برای خودمون پيدا کنيم ....

اوکی حالا بيخيال.. نتيجه ی اخلاقی اين بحث اينه که از اين به بعد به جای واژه ی غريب و منحوس پستخونه بگيم : دزدخونه!