اينم از انتخابات ....

فک ميکنم هيچ کس به چيزی که ميخواست نرسيد، دست کم ميون وبلاگ نويسا که اينطور بود.

يک عده خواستار اصلاحات بودند و رفتند رای دادن و يک عده اصولا اين خانه را از پايبست ويران ميديدن، به هر حال چيزی که مسلمه انتخاب احمدی نژاد خواسته ی هيچ کدوم از اين دو گروه نبود.

قسمت جالب ماجرا اتفاقات بعد از انتخاباته! لبخند های مليحی که حالا هر کس به پهنای صورتش ميزنه و بقيه رو دعوت به همبستگی ميکنه! ... باز ظاهر سازی ها و شعار دادنا شروع شد! شگرد هايی برای دور هم جمع کردن جماعت پاچه خوار که در جريان اين انتخابات به دلايلی روبروی هم قرار گرفته بودن!

از همبستگی مينويسند! از همبستگی چه کسانی؟ از همبستگی مردمی که حتی سر سوزنی قبولشون ندارن و اگر ببينند حرکتی بر خلاف ميلشون (رای دادن به احمدی نژاد) انجام ميدهند شناسنامه به دست بدو بدو ميرن و بر گور تموم حرف هايی که تا حالا زده بودن صلوات میفرستن و رای مشروعيت به نظام میدن؟ و به قيمت رای مشروعيت دادن به نظامی که تا ديروز يک اپسيلون قبولش نداشتن به مبارزه با عقيده ی همين مردم میپردازن؟؟ 

بعدش با افتخار و منطقی وارانه ميگن چاره ايی نبود ديديم همه دارن به احمدی نژاد رای ميدن مجبور شديم برای اينکه احمدی نژاد رای نياره به فلانی رای بديم! يکی نيست بگه خب شمايی که ديدی همه به احمدی نژاد رای ميدن و اصلا داره کيلو کيلو تقلب ميشه بر اساس کدام منطق فکر کردی که رای های تک و توک شما و امثال شما ميتونه در مقابل اين همه رای -به گفته ی خودتون- حرفی واسه گفتن داشته باشه؟ و چه پيامدی جز مهر تاييد زدن بر حکومت داشته باشه!

منطق ديکتاتور مابانه ی اصلاح طلبان در مورد اينکه تقصير تحريمی ها بود، اگر رای ميدادن و لزوما به اونی که ما ميخواستيم رای ميدادن به اين روز نمی افتاديم هم انقدر بچگونه است که اصلا ارزش بررسی کردن نداره ...

من فکر ميکنم هر کسی حق داره به چيزی که ميخواد، برسه اما به نظر شما اين حق بايد به قيمت به خاک سياه نشوندن بقيه تموم بشه که اين چند روزه همه دماغشونو گرفته بودن و ميخواستن برن به رفسنجانی معلوم الحال رای بدن؟! صرفا به خاطر اينکه اون نيم مثقال آزادی فرهنگی  رو از دست نديد؟! و حرف آزادی سياسی رو نزنيد که زندانی کردن و به پای مرگ کشوندن آدمها صرفا به خاطر ابراز عقيده، همه جوره وجود آزادی سياسی رو نفی ميکنه! يا مفهوم آزادی سياسی رو نميدونيد يا ميخوايد به چيزهای نه چندان با ارزشی که به دست اورديد رنگ و لعاب بديد. 

احمدی نژاد رو تاييد نميکنم، حداقل توی خبيث بودن اين دو شک ندارم، اما ميخوام بدونم کدوم منطق به شما اين اجازه رو ميده بر حسب شرايط خباثت های يک نفر رو ناديده بگيريد و مال ديگری رو تا اونجا که ميتونيد پر رنگ جلوه بدين؟! هيچ دليلی جز حفظ منافع شخصی خودتون داريد؟!

مردم با قشر روشنفکر همون معامله ايی رو کردن که روشنفکران درصدد انجامش بودن، ميگن مردم ساده دل با حرف های احمدی نژاد خام شدن! خب مگه خود شما روشنفکران! با حرف های معين خام نشده بوديد؟ وقتی شمای روشنفکر خام ميشيد از مردم ساده دل چه انتظاری میشه داشت؟! چطور دنبال منافع شخصی رفتن برای شما خوب و روشنفکرانه است اما به مردم که ميرسه اَخ ميشه و قالب ساده دلی و حماقت و فريب رياکاری خوردن به خودش ميگيره؟!

فکر ميکنيد مردمی که هر لحظه استراتژی های اين نظام اونها رو بيشتر و بيشتر در منجلاب بدبختی و فقر فرو ميبره، در ساده ترين سطح کسانی که از برکت وجود همين رفسنجانی حتی از حقوق و مزايای دوران بازنشستگی محروم ميشن به دليل کنار گذاشته شدن استخدام در مراکز دولتی و تا پايان عمر برای همين دولت جون ميکنن و وقتی اسقاطی شدن بايد برن پی کارشون بدون اينکه پشيزی دستشون رو بگيره، چيزايی مثل آزادی سياسی و فرهنگی رو حتی پشم هم حساب ميکنند؟ و اصلا خوب جلوه دادن چهره ی همچين آدمی چقدر ميتونه مردم رو خام کنه؟! دست کم احمدی نژاد هنوز چهرشو به مردم از همه جا بيخبر نشون نداده و اگر مردم فريبشو بخورن حق دارن!

مردم انقدر سخاوتمند بودند که با توجه به تمام مشکلات اساسيی که داشتند يکبار اين شانس رو به يک اصلاح طلب دادند  که با اصلاحاتش اوضاع رو بهبود ببخشه و هيچ نتيجه ای هم نگرفتن! به قول معروف آدم عاقل دوبار از يک سوراخ گزيده نمشه!

جالبه ... مملکتی که مردم ساده دلش از روشنفکرانش واقع بين ترند! .....

به نظرم اگر يک مقدار از اين خودخواهی ها کم کنيم و به جای در نظر گرفتن آزادی های حقير خودمون به فکر مشکلات اساسی بقيه هم باشيم و انقدر لجام گسيخته هر کسی به سمت منافع خودش نتازونه، همبستگی واقعی به وجود مياد، همبستگی بين مردمی که در حال حاضر ذاتا از هم فاصله دارند، و اين فاصله از بين نميره حتی اگر با طناب بهم گرشون بزنی و با حرفای صدمن يه غاز و لبخند های چندش آور دور هم جمعشون کني!... 

داستان طوقی رو شنيديد؟ کبوترايی که در دام صياد افتادن و بعد هر کدوم از اونها برای نجات خودش تلاش ميکرد و به نتيجه ايی هم نميرسيد..... تا جايی که فهميدن اگر فقط به فکر آزادی خودشون باشند هيچ چيز عايدشون نميشه، اين آزادی جمعی و در نظر گرفتن منافع جمعيست که ميتونه آزادی تک تک افراد رو به ارمغان بياره....