اوضاع من خيلی بيريخته!

تا حالا خودمو اين شکلی نديده بودم.... خيلی کم ميخندم ... طاقت هيچ صحبتی رو ندارم .... تقريبا هر شب تب ميکنم ... و از همه بدتر ... از همه بدتر اينکه دارم کچل ميشم!

جدی عرض ميکنم خدمتتون .... کجا اين جمله ی لعنتی رو خونده بودم؟: بچه ها نزديک کنکور که ميشه با مشکلات زيادی روبرو ميشن  از جمله ميتوان به ريزش موها اشاره کرد...

حالا ديگه خيلی راحت ميتونم تارهای موهامو بشمار... يه ۱۵-۱۶ تا اينور و اونور سرمه ... ۷-۸ تايی هم وسط.... يه عده ايی هم در جلوی سر قرار گرفتن که بسيااار شرورن ....

هر کاری ميکنم قاطی موهای ديگه ببندمشون پشت سرم نميشه که نميشه ... اصراااااارر دارن که مثل سيخ رو سرم وايسن! هرچی با زبون خوش بهشون ميگم، نازشون ميکنم، آب ميزنم بهشون بازم تا حواسم پرت ميشه کار خودشونو ميکنن ... اصلا ماليخوليايی شدن ...فک ميکنن که اينها ز بالايند و بايد بالا بروند

از طرف ديگه قدرت تجزيه و تحليل و همينطور کنترل مسائل اطرافم رو ندارم ... انگار هيچ چيزو درک نميکنم! ( نميکردم شايد؟ شايد تازه درک مَند شدم و فهميدم که تا حالا قدرت درک نداشتم) به عنوان مثال:

نمیدونم کی بود کنترل ماشين برادرمو برداشتم و آنتنشو انقد کشيدم که همه ی دل و رودش اومد بيرون .. بعدش بدون اينکه هيچ فکری بکنم مثه اين سبک مغزا آنتنو گذاشتم رو ميز و جلوی چشای از حدقه در اومده ی برادرم فرار کردم

اونم بعد از اينکه يه کم هاج و واج نگام کرد گفت کجا فرار ميکنی دخترک عثمانی؟! ( هيچ وقت معنی اين فحشايی که برادرم ميده رو نميفهمم)

وضعيت درس خوندن از همه گريه دارتره! ... صب که از خواب پا ميشم حتی حس لباس عوض کردن رو هم ندارم ... يکم اتاقو جم و جور ميکنم و هر چيز اضافه ايی از قبيل ملافه، شلوار، روسری و... همه رو ميچپونم زير تخت .. تختم فک کنم به سقف رسيده بسکه خرت و پرت زيرشه (آخه من نميتونم توی اتاق کثيف درس بخونم) بعد از انجام اين کارها ميرم کتابامو ميارم ميچينم جلوم و از ۱۵ ساعتی که در طول روز بيدارم بدين شکل استفاده ميکنم: ۸ ساعت در حال نگاه کردن به کتابها در ژست های مختلف (اندوهناک، مصمم، ناباورانه و...) ۵ ساعت در حال شمردن کتابها و صفحاتی که هنوز خونده نشده وَ؟! ...و طبيعتا هر انسان سالم و نرمالی ۲ ساعت هم در طول روز ميخوابه ديگه! که البته من چون در حال حاضر تو وضعيت خطرناک و سرنوشت ساز «بچه کنکوری» هستم اين ميزان به يک ساعت و نيم  در روز تقليل يافته

و اينه وضعيت من ....