ای شاه خائن آواره گشتی ... کشتی جوانان وطن الله اکبر ....

همين شعر ورژن امروزيش: ای شاه خوبان آواره گشتی ... کشتی جوانان وطن عيبی نداره !!

يه آدم برفی ساختيممم ... خيليی خانووووومه! ولی ماری ميگه چقدر چندش آوره! آخه آدم برفيی که ما ساختيم برعکس بقيه ی آدم برفيا خانوم تشريف دارن  اصلا يعنی چی که همه آدم برفيا مَردن؟!!

نميدونين چقدر روش کار کرديم که ... با چه دقت و تاملی اندام هاشو تراشيديم ... از چونه در صورت بگييييييير تا پف دامن! همه چيز به بهترين نحو ساخته شده

موهاشووو بگم واستون... فاراست!! لباس آستين پفی تنشه! ... ديگه .. ديگه، آهان انحنای لباش، اونم رعايت شده ... چشماش از برگ گل کوکبه که يه قسمتيش به صورت دلبرانه از گودی چشم به سمت بالا رفته به عنوان مژه  ابروهاش دو تا تکه چوب خميدس ... که يعنی مثلا ابرو کمونيه....

خواهرم ميگفت روی دوشش شال بندازيم!! گفتم آخه دانشمندددد من سه ساعت رو لباسش کار کردم، آستين پفی واسش درست کردم اونوقت تو ميخوای پتو بکشی سرشش؟!!

کلی باهاش عکس انداختيم ... حيف نميدونم چرا نميتونم تو وبلاگم عکس بذارم وگرنه حتما ميذاشتمش اينجا ... ديروز خودمو خفه کردم که حداقل بذارمش تو اورکات که اونم نشد

خلاصه که نصف عمرتون برفناست ... چون که نميتونين اين شاهکار هنری رو ببينين

۰۰۰ اينجا همچنان داره برف مياد .. فک کنم ارتفاعش به اندازه ی  ۱ منگوله شده ديگه .. الان بايد برم يه اندازه بگيرم ببينم چه خبره  ( معيار اندازه گيری: منگوله، معادل شونصدو نودو هشتاد مِرت)