اين سری که مامانم رفته بود مسافرت منو برادرم و دوست برادرم و خوهرای دوست برادرم که دوست خود منم ميشدن تصميم گرفتيم دور هم باشيم ....

دوست برادرم پيشنهاد داده بود جوجه کباب بزنم!! بعدش به برادرم گفت که تو يخچال مرغ آماده دارين؟! برادرم تو يخچالو نگاه کرد و اومد گفت که داريم! دوستش هم گفت خب پس همونا رو ميخوريم!!

خب اينجا بود که من ديگه طاقتم تموم شد و دااااااااد کشيدم گفتم نخيير!! حق ندارين به مرغای مامانم دست بزنين!!

برادرم که چشاش چارتا شده بود با نگا بهم گفت : اين بچه بازيا چيه؟! منم با نگاه گفتم: اهکی خونه از ما غذا هم از اونا ديگه!! ... اين برادرم بعضی وقتا خيلی خنگول ميشه!

دوست برادرم ميگفت بابا بذار همون مرغا رو بياريم که آمادس ما پولشو ميديم! ... منم گفتم نه! (من اونا رو ميشناسم مگه اونا پول بده اند!)

اونا هم که ديدن اينجوريه گفتن باشه ميريم ميخريم اما به تو نميديم!  خب منم گفتم پس خونمون راتون نميدم!

خلاصه بعد از کلی کلنجار، رفتن که مرغ بگيرن به منم بدن تازه .. در عوض منم راشون بدم تو خونه! ... رفتن خريدن اوردن انداختن سر من گفتن حالا که خونه از شماست پس بايد خودتم آمادش کنی ...

چشتون روز بد نبينه ... نميدونين چه افتضاحی بود.. من تا حالا مرغ پاک نکرده بودم! ولی چه مرغی پاک کردم! بعدشم يه راست رفتم حموم! بوی مرغ ميدادم آخه! اوضاع بيريختی بود ولی دست کم اموال مامانم رو از گزند دست اجانب در امان نگه داشتم

وقتی از حموم اومدم يه ميزی چيدم مااااااه! عين يه کدبانوی واقعی.... کمه کم هفت مدل غذا سر ميز بود: ۱-نان ۲-ژله ۳-برنج ۴-مرغها ۵-آب ۶-نمکدان ۷-قاشق و چنگال (سر ميز من هرچيزی که وارد محيط دهان بشه غذا محسوب ميشه)... تازه هوايی که اون اطراف بود و همراه غذا و همواره در حال بلعيدنش بودن رو حساب نکردم... 

بعد از ناهار رفتيم پينگ پونگ .... آخ يادش بخير اون زمونا که برادرمو شکست ميدادم ،اونم ميرفت دوستشو که مثلا بازی بلده رو مياورد که روی منو کم کنه بعدش من اونم مچاله ميکردم آخه!!  .. اما حالا .... حالا اعتراف ميکنم که سوسکه سوسکم!

خب چيه منم اگه مثه اونا هر روز ميرفتم تو اين باشگاها با اينو اون بازی ميکردم قوی ميشدم  .. حالا بيخيال .. روی هم خيلييی خوش گذشت

پيام اخلاقی داستان: بايد از اموال مامانتون مراقبت کنين .... منگوله يه کدبانوی واقعيست ... خيلی کدبانوست ... به خوبی کدبانوگری ميکند... فهميدين؟! يعنی که ديگه وقتشه!