توی کتاب زمين شناسی يه عکس هست، تصوير دوتا رد پا که فسيل شدن، ازمون خواسته که اين عکس رو تفسير کنيم:

جريان از اين قراره که دوتا رد پای حيوون (يکی کوچيک يکی بزرگ) دارن از دو سمت به هم نزديک ميشن، تو يه مکانی به هم ميرسن بعد يه خورده اونجا رد پاها قاطی پاتی ميشه، در مرحله ی بعدی فقط يک رد پا ديده ميشه يعنی فقط رد پا گندهست که داره به راهش ادامه ميده!

تفسير۱ : يه روز يه بچه هه( رد پا کوچولوئه) مامانشو گم کرده بوده داشته دنبال مامانش ميگشته بعد همينجوری که داشته ميرفته يهو يه خرسمبک از اون ور سرو کله اش پيدا ميشه که خيلی هم گرسنه اش بود و تا چشمش به اين بچه هه ميوفته دهنش آب ميوفته و... بعلــــه ميدوئه دنبالش که بخورش!! بچه هه زهره ترک شده بوده، هی جيغ ميکشيده و ميدوئيده اينور اونور که فرار کنه ( قاطی پاتی شدن رد پاها) اما سرانجام يه لقمه ی چپ غول بيابونيه ميشه و ... از اين به بعد ما شاهد يه رد پا ( رد پا گندهه) هستيم... شايدم غوله گشنش نبوده .. چميدونم شايد دنبال بچه هه کرده که لهش کنه! با اين حساب غوله بايد ساديسم داشته باشه... 

تفسير۲ : خب تا اونجايی که بچه هه دنبال مامانش ميگشته و تو راه به يه غول بيابونی برميخوره رو داشته باشيد؛ آقا اينا با هم آشنا در ميان .. کلی سلام و احوالپرسی و خوش و بش و اينا ..

غوله: کوچولو کجا ميری؟

بچه هه: مامانمو گم کردم دارم دنبال مامانم ميگردم

غوله: اِ.. اِ.. اِ ! بگردم الهی .. کی ميگه مامانت گم شده، مامانت رفته سبزی بخره .. خودم ديدمش  ... حالا بيا .. بيا سوار کول عمو شو  تا گم نشدی ببرمت خونتون که مامانت بياد ...

بچه هه: نخيرم ... مامانم گفته سَوار کول عموها نشم

غوله: د بهت ميگم بيا سوار شو! ... بدو بيا... آقربونش .. 

خلاصه از غوله اصرارو از بچه هه انکار.. غوله بدو بچه هه بدو .. ( قاطی پاتی شدن رد پاها!) تا اينکه بالاخره بچه هه از خر شيطون پياده ميشه و سوار غوله ميشه! و بدين ترتيب از اين پس ما شاهد يک رد پا، اونم رد پا گنده هه هستيم ...

تفسير۳ : تا اونجا که غوله و بچه هه بهم ميرسنو دارين؟ ... خب اونجا غوله اصلا اين بچه فسقلو نميبينه بلکه از زور خستگی زياد تصميم ميگيره همونجا يه چرتکی بزنه، بعدش اين بچه هه که از اون بچه تخسا بوده ميبينه غوله خوابه هی مياد پر ميکنه تو دماغش! غوله هم عصبانی ميشه بلند ميشه دنبال بچه هه ميکنه که پرو ازش بگيره( قاطی پاتی شدن رد پاها) .. خلاصه پره رو ميگيره و ميره ميخوابه... بچه هه هم(خب بچه اس ديگه عقلش نميرسه که!) مياد کفشای غوله رو پاش ميکنه و ميره ...

چيه؟ من هميشه امتحان کلاسيای بينشمو همينجوری جواب ميدادم .. نمره خوبی هم ميگرفتم... صفر... بده؟ يه يک ميذاشتم بغلش درست ميشد، از ده نمره بود.. خوب بود هفت هشت ميگرفتم هيچ غلطيش هم نميشد کرد؟!

۰۰۰دو روزه لای کتابامو باز نکردم .. اصلا حس و حالش نيست ...

۰۰۰يه تحول اساسی ميخوام ...