توالی يابی ژنوم اولين موجودات پرسلولی مربوط به يک کرم لوله ای به نام سينورابديتيس الگانس بود، بی شک اين الگانس با آن الگانسی که پليسها سوارند ارتباط تنگاتنگ دارد، چگونه؟! (اثبات به عهده ی خواننده)*

فميدين پليسای خنگ؟ شماها هيچی نيستين جز سوارشوندگان بر کِرم! ( دهن کجی)

خــــــــــــــــب! دلم خنک شد!  تا شما باشين که ديگه الکی مارو جريمه نکنين!

آخه ديشب داشتيم با بابايی توی ميدون دور ميزديم که بيايم خونه بعدش يه خانومه اومد تَقی کوفيد به در سمت من! 

افسره اومده ميگه تقصير شماست!! ... حالا ايناش به جهندم، اين خانومه يه کولی بازيی در مياورد که بيا و ببين!

دوييد رفت دفتر مقشو مدادشو آورد و شروع کرد به يادداشت کردن : نام ، نام خوانوادگی،نام پدر، شماره شناسنامه، محل تولد، محل صدور!، آدرس منزل و محل کار به اضافه ی تلفن ها ... شماره ماشين و .... که بياد از ما خسارت بگيره ....

بعدش بابايی رو ول کرده رفته سراغ يکی دو نفری که اونجا واساده بودن که اسم اونا رو هم بنويسه به عنوان شاهد! مرده بهش ميگه اسم مارو واسه چی مينويسی... اون يکی ميگفت به گمونم داره بدها مينويسه!

بــــــــــــــعد تازه به اينا رضايت نداد کهههههه! از بابايی يه کارت ماشينی... شناسنامه ای چيزی ميخواست که به خيال خودش تمام راه های فرارو ببنده به روی بابام!!

بابايی هم که هيچ کدومه اينا همراش نبود، بايد ميرفتيم خونه تا بهش يه وثيقه! ميداديم! قرار شد بابايی جلو بره خانومه هم پشت سرش که بريم سمت خونه ی ما.....

نميدونم خانومه چی چی در گوش افسره گفت که افسره اومد در ماشينو باز کرد به من گفت: خانم شما گروگان مايی! پياده شو برو تو ماشينه اين خانوم بشين!!

ای خداااااااااااااااااااااا چقذ بعضيا چیپن آخه! خانومه ميترسيده ما قالش بذاريم!!! آخه بگو دوزار دو قرون که اونم بيمه پرداخت ميکنه ديگه اين حرفا رو داره؟! البته خب حقه خانومه بود اما  اين رفتارای توهین آميز ديگه چيه؟!!

حالا جالب اينجاست که خانومه استاد دانشگاه تشريف داشتن... به من ميگفت ايشالا دانشگاه در خدمتتون هستيم! گفتم خيلی ممنون بذار همين چيزايی که اينجا ازت ياد گرفتم رو هضم کنم فعلا 

و جالبتر اين بود که اين خانوم همسر يکی از مشتريهای بابا اينا از آب دراومد ....

* اين کتابای کمک درسی رو ديدين؟ لامسگ! هرجا کم مياره ميگه خودتون اثبات کنين