سلام ...  آی دی من هک شده!

ای هکر! اگر اينجا رو ميخونی بايد بگم که .... الهی ... الهی که دکمه ی پيرنت بيوفته ... اصلا خدا تورو زده! وگرنه که هکر نميشدی که! ميشدی يه موجود ناز و بی آزار مثه منگوله

ولی دور از شوخی هکر جان؛ من سرم به کار خودمه به کسيم کاری ندارم () ... منو بيخيال

حالا يه چيزی... من در مورد آی ديم خيلی حساسم .. تا حالا نشده جايی برم آی ديمو بذارم که در معرض ديد عموم باشه!  يه نتيجه ای که از اين موضوع ميشه گرفت اينه که هک شدن من توسط يکی از اوناييه که کاملا ميشناسمش و اونم منو ميشناسه! .. خب اين خيلی بده! با يه نفر سلام عليک دارين و کلی خوش و بش و اينا... بعد غافل از  اينکه طرف نقاب به چهره اشه و تو سرش افکار پليد داره!

ماری رفته شمال.... ديشب ساعت دوازده زنگ زده ميگه اونجا زلزله نيومد؟! ميگيم نه! ميگه اينجا اومد .. انقدر هم شديد بود که ما رو از خواب بيدار کرد  ... آخه بگو بچههههه نونت نبود آبت نبود شمال رفتنت ديگه اين وسط چی بود؟؟

يه چيز ديگه هم بتعريفمو شرو بکنم  : ديروز رفته بوديم عيادت يکی از دوستای برادرم ... بيماره! ... بعدش اونجا يه بچه کوچولوهه رو ديديم اون وسط مسطا ول ميتابيد... يه شونه هم نميدونم از کجا پيدا کرده بود ...بعد رفته بند کرده به يه پير مرده که اونجا نشسته ... هی بهش ميگه : عموووووووووو بيا موهاتو شونه کنم

حالا اين عمو رو بگی ... دريييييغ از يه تار مو که تو سرش باشه!  ما هم که مگه ميتونستيم خودمونو نگه داريم .. هی يواشکی ميخنديديم  فک کنم  پيرمرده فهميد... کم هم نمیاورد که آخه! به بچه هه ميگفت بيا عمو ! بيا کف دستمو شونه کن هيچ توفيری با کله ام نداره