جمود نعشی…  حال این ساعت های من است!  سال ها استاد عزیز از این اصطلاح برای توصیف حال و هوای ما در حین و بعد از تحویل پروژه استفاده میکرد و من سال ها آن را عبارت ادبی همان « تن لش » خودمان میدانستم تا اینکه اخیرا متوجه شدم این عبارت در حقیقت برای توصیف فعل و انفعالات ماهیچه ایی بعد از مرگ مورد استفاده قرار میگیرد که چطور سه ساعت بعد از مرگ ماهیچه ها دچار سفتی و خشکی می شوند… 

دقیقا سه ساعت از اعلام نتیجه ی امتحانم میگذرد و من کم کم بعد از کشمکش زیاد و تالمات فراوان وارد مرحله ی جمود نعشی می شوم…  با این تفاوت که مغزم درگیر است!