تقدیم به اون یکی خواهرم گلم :

«تمام آهنگ های اندی+ یک شعر با مسما و خیلی قشنگ»

«یه شعر با مسمای دیگه...»

نخیرر ول کن نیست!... داره تهدید میکنه اگه به جای شعر دری وری نوشته باشم دارم میزنه!

اوکی شعر مینویسیم:

پارسال بهار دسه جمعی رفته بودیم زیارت .... یا شایدم این :

 نیومدی نیومدی بگو چی شد نیومدی            داغت نبینه مادرت آتیش به جون من زدی ....

بچه ها بچه ها شیرینی زندگین اونا غنچه های باغ آشتین     اونا رو نخواین که غمگین ببینین ...

من دم ساحل نشسته بودم با یه دسته گل ... یا شایدم دلبرم نشسته بود؟ خلاصه که توی دریا طوفان شد و من مردم و به دلبرم نرسیدم و اون حالا منتظره... خدایا چیکار کنم حالا؟.... 

( این آخری به دلیل اینکه اصل شعر در خاطر نگارنده نیست به صورت نثر روان پارسی و مفهومی بیان شد)

پ.ن درگوشی: (از وقتی اون شعر پایینی رو برای ماری نوشتم پدر من رو در اورده که چرا واسه من ننوشتی! الانم منو اسیر کرده نشونده اینجا خودشم لم داده رو تختم هی داد میکشه بنویییسسسس!! )