ملا حسنی رو توی تکتاز ديدين؟ خيلی باحاله ...  

داستان از اين قراره که ملا حسنی امام جمعه ی اروميه بود ... حالا ديگه نيست ... اين جناب ملا از اونجا که خيلی دری وری میپرونده از سمت امام جمعگی! برکنار شده! شده امام پنجشنبه!  حالا توی تکتاز يه نفر اداشو در اورده ! حتما يه سر به اينجا بزنين!

يکی از چرنديات عظيم و در عين حال مشهوری  که ملا خان به نام خودش ثبت کرده از اين قراره: يه روز تو يه هوای سرد ملت ميرن برای گوش جان سپردن به سخنان اين عالم فرهيخته! بعد ملا از در تشکر و قدردانی و اينا برمياد  : ای مردم دس شوما همگی درد نباشه ايشالا که مرسی! والا تو اين هوای سرد که اگه سگ رو بزنی از خونش بيرون نميشه کار شما بسی جای تقدير و تشکر ميکنم!!!

تذکر : اين ملا ادبياتش صفر بوده و اصلا قادر نبوده فعل و فاعل جمله رو درست سرهم کنه! نکته ی بعد غلظت لهجه ی ايشونه که بس در خور توجه است!

اين کارش يه جورايی شبيه کار اون برادر دينيشه که اونم به طور کاملا اتفاقی ترک بوده : يه روز اين آقا ميره سوار تاکسی ميشه وقتی به مقصد ميرسه پياده ميشه و ۱۰۰ تومن ميده به راننده ... آقای راننده ميگه آقا جان ما اين مسيرو ۲۵۰ تومن ميبريم !! اقای مسافر قبول نميکنه تا اينکه يکی ديگه از مسافرا که کفرش بالا اومده بوده ميگه : آقا تورو خدا بده کرايشو بذا بريم هوا خيلی گرمه.... آقاهه که حسابی شاکی شده بوده ميگه : اصلا کی با تو زرزر کرد؟

رانندهه هم ميگه بابا ايولا نخواستيم برو اقا جان برو!

۰۰۰ لازمه به عرضتون برسونم دوتا اتفاق بالا کاملا واقعی بودن و نه جوک! بنابراين خواهشا فک نکنين که من خداييی نکرده ... زبونم لال ...هف قران به ميون! قصد مسخره کردن کسی رو داشتم! که در غير اين صورت سخت غمگين ميشم!