یادته گفتم یکی از آرزوهام اینه که توی ناسا کار کنم؟!

ای کاش دبلیو هاوکینگ استاد ما بود .... :(

به استادمون میگم این دمای اولیه مورد نیاز برای واکنش گداخت که توی خورشید اتفاق میوفته از کجا اومده؟ میگه خدا دمیده! میگم فرق محیط مادی با غیر مادی چیه که میگی امواج الکترومغناطیس نیاز به محیط مادی ندارند؟ این محیط غیر مادی احیانا همون ماورالطبیعه است؟ این ماتریالیست ها چقدر احمقند! محیط غیر مادی درست ۲۰۰ کیلومتر بالای سرشونه بازم رستگار نمیشن! اصلا ببینم چطور یه جسم مادی میتونه داخل یه محیط غیر مادی قرار بگیره؟ مگر اینکه تصویرش مطرح باشه! مثلا من نمیتونم این گلدونو بذارم تو فکرم اما تصویرشو میتونم تو فکرم داشته باشم! اصلا امواج الکترو مغناطیس چی هستند؟ ذره اند؟ لابد دیگه وگرنه که سیاهچاله ها تشکیل نمیشد! میشه بگی چجوری ستاره ها و سیاره ها تو محیط خلا قرار گرفتن؟ خلا چیهههههههههههههههههههههههه؟! :(((( ... من نمیتونم خلا رو درک کنم :(

اصلا من میخوام برم پایگاه فضایی ...... :((((

این گلدونه چه بامزه است ... دوتا شاخه داره ...هر دوتا قسمت پایینی ساقه هاشون یه انشعاب خمیده رو به پایین دارن ... انگار دوتایی دست روی دوش هم انداختن و زانو زدن! ...

اهان شاید فکر منم به صورت امواج خاصی ساتع میشه و میره پیرامون گلدون .. به این ترتیب گلدون توی فکرم قرار گرفته ... نچ!... اینجوری نمیچسبه! باید رسما گلدونو بردارم بکوبم تو سرم تا بره توی فکرم!

عجب خدای خودخواهی! انقد این لامصبا پیچیده هستن که حتی هاوکینگم نمیتونه قطعی به پاسخ برسه! وقتی فکرشو میکنم در آینده ممکنه بشر خیلیی خیلی پیشرفت بکنه و یه چیزایی رو کشف کنه که دونستنش امروز آرزوی ماست حسودیم میشه.

خب البته یه چند قدمی پیشرفت کردم ... عجب نظمی ....عجب نظمیییی! آدم سرگیجه میگیره! این روزا یه طور خاصیم ... انگار از هفت دولت آزادم ...

من دارم خل میشم ... دلم میخواد بپیوندم به طبیعت! دلم میخواد این کوه ها رو وقتی که بهشون بارون میخوره بغل کنم.... آخ نمیدونی چه خوردنی میشن! این کوه ها خیلی قدیمین ... روی سنگا که پا میذاری هیچ به این دقت کردی مال چه دوره ایی میتونن باشن؟ از کجا اومدن؟ چه مراحلی رو طی کردن؟

چند روز پیشا انقد زیر بارون راه رفتم عین موش آب کشیده شدم! میدونی که ... همیشه یه مشت احمق هم پیدا میشن که بهت نگاه سفیه اندر عاقل! بندازن :) سرماخوردگیم خوب شده تقریبا ... هیچیم نیست اما صدام عین خروسه هنوز! اخه من هیچ وقت توی سرماخوردگی صدام خیلی نمیگرفت...

میگم این حرفا رو زدم نکنه فردا بیوفتم بمیرم حالا؟ والا دیگه شانس که نداریم ... خدا جون بیخیال شو من حالا حالاها کار دارم .. ایشالا میام پایگاه فضایی یه ملاقاتی از نزدیک با هم میکنیم اگه خوشم اومد ازت بعد منو ببر پیش خودت.

پ.ن: منو نکُشیییی!