ديروز...

ديروز يکی از دوستای برادرم اينجا بود ... تعريف ميکرد که يکی از بچه هايی که ميشناسيمش ، طی يک زد و خورد جانانه با داييش خودشو آتيش زده!

لازم به ذکر است که ايشون در حالتی اين عمليات محيرالعقول رو انجام دادن که کاملا مست تشريف داشتن!

همووووووووون مست بوده که اينکارو کرده وگرنه آدم عاقل وقتی با داييش دعواش ميشه، داييشو آتيش ميزنه نه خودشو که!

وقتی که داشته ميسوخته اون يکی برادش مياد خاموشش کنه ..اما مگه اين ميذاشته هی فرار ميکرده و هوار ميکشيده که ولم کنيييييين خاموشم نکنينننن!

اما برادرش از اونجايی که مست نبوده و عاقل بوده ميدونسته که الان بايد داداششو خاموش کنه  پس بيلو برميداره و ميافته به جونش! ... خلاصه با زحمت فراااوون بِرارشو با بيل خاموش ميکنه!  ( نخييييييررر اينا خانوادگی يه چيزيشون ميشه )

وقتی هم ميبرنش بيمارستان ميبينن که بنده خدا اگه ۳۰ درصد سوختگی داشته در عوض۸۰ درصد هم شکستگی!!  ... و صد البته که همشو هم مديون داداشش بوده!

دوست داداشم ميگفت قيافش خيليييييی غير قابل تحمل شده  خدا نصيب نکنه به مولا!  .. حالا اين طفلکی سياه هم بوده.... خيلی هم سيااااه! ديگه ببين الان که خودشو سوزونده به چه روزی در اومده!

مست بوده ديگه لابد مثه اون کِرمه که مست ميکنه ميگه من مارم! اينم وقتی مست کرده فک کرده ذغاله و خودشو به دست زبانه های آتيش سپرده!

بفرمااا اينم از عواقب مستی... باشد که ايمان بياوريد!  حالا باز جوانان مملکت که تحت تاثير تهاجم غرب قرار گرفتن برون و از اين زهرماری بنوشن!! عوض اينکه ورزشهای سالم کنند و خودشان را برای حضور پرشور در جبهه های مقدس جنگ فراهم کنن!